نجوايي عاشقانه با امام حسين (عليه السلام)
مولا نگاه كن منم آري دوباره من
مردي كه نيست در افقش يك ستاره من
مردي كه دستهاي خودش را تكانده است
حالا كه ميكنم او را نظاره من
با يك سبد گلايه آمده از جنس التماس
وقتي به جان او زده غمها شراراه من
در هاي و هوي معصيت خويش مانده است
آن كو شكسته توبه خود را هماره من
و يك دو بيتي تقديم به علمدار دشت كربلا، سقاي تشنه لب قمر بني هاشم اباالفضل العباس(عليه السلام):
تويي مولي كه دريا بنده تو
شريعه تا ابد شرمنده تو
نوشته اين سخن بر قلب تاريخ
جوانمردي فقط زيبنده تو
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم بهمن 1385ساعت 10:29  توسط م. ساياني
|
