با سلام، سال جديد را به همه دوستان تبريك عرض ميكنم و سالي سرشار از موفقيت و شادي براي همه آرزو مي كنم، تأخير بلندي در نوشته هاي من به وجود آمد و اون هم به خاطر اين بود كه صفحه جديدي از زندگي من ورق خورد و من پدر شدم به همين خاطر اين مدت سرم خيلي شلوغ بود و فرصت براي به روز كردن نداشتم. از لطف دوستاني كه در اين فاصله به من سر زدند سپاسمندم و آرزوي شادكامي و موفقيت براي همه دارم. دوست دارم كه در سال جديد اولين مطلب خودم را با يك غزل از لسان الغيب آغاز كنم.
زلفت هزار دل به يکی تار مو ببست
راه هزار چاره گر از چار سو ببست
تا عاشقان به بوی نسيمش دهند جان
بگشود نافهای و در آرزو ببست
شيدا از آن شدم که نگارم چو ماه نو
ابرو نمود و جلوه گری کرد و رو ببست
ساقی به چند رنگ می اندر پياله ريخت
اين نقشها نگر که چه خوش در کدو ببست
يا رب چه غمزه کرد صراحی که خون خم
با نعرههای قلقلش اندر گلو ببست
مطرب چه پرده ساخت که در پرده سماع
بر اهل وجد و حال در های و هو ببست
حافظ هر آن که عشق نورزيد و وصل خواست
احرام طوف کعبه دل بی وضو ببست